254 مدخل
police
militarize
martial, military, serviceman, soldier
Gl
militarism
نظامی کردن، جنگ طلب کردن، دارای روح نظامی کردن
نظامیان، جنگ گرای، ارتش گرای، هواخواه توسعه یا سیاست نظامی
نظامی، ارتش، ارتشی، جنگی
نظامیان، مستخدم، تعمیر کار، سپاهی، عضو ارتش
نظامی است