fatesدیکشنری انگلیسی به فارسیسرنوشت، تقدیر، قضا و قدر، بخت، نصیب و قسمت، فلک، بخش، مقدر شدن، بسرنوشت شوم دچار کردن
fateدیکشنری انگلیسی به فارسیسرنوشت، تقدیر، قضا و قدر، بخت، نصیب و قسمت، فلک، بخش، مقدر شدن، بسرنوشت شوم دچار کردن
portionدیکشنری انگلیسی به فارسیبخشی، سهم، بخش، قسمت، جزء، نصیب، بهره، قطعه، تکه، پاره، شقه، برخه، اری، تسهیم کردن، سهم بندی کردن، بخشیدن