نابدیکشنری فارسی به انگلیسیentirely, fine, high-grade, virgin, native, neat, plain, pristine, pure, purely, refined, simon-pure, sterling, whole
recordدیکشنری انگلیسی به فارسیرکورد، ضبط، ثبت، سابقه، پیشینه، مدرک، یادداشت، تاریخچه، بایگانی، صفحه گرامافون، نوشته، صورت جلسه، صورت مذاکرات، حد نصاب مسابقه، ضبط کردن، ثبت کردن، ضبط شدن، نگا