26 فرهنگ
208 مدخل
همه
دیکشنری
مترادف
طیفی
آزاد
+
همه
دقیق
مشابه
آوا
متن
آغاز
قافیه
جستوجوی مشابه
نشستن
دیکشنری فارسی به انگلیسی
alight, light, perch, plump, settle, sit
نشستن برای عکسبرداری شدن
دیکشنری فارسی به انگلیسی
pose
نشستن برای نقاشی شدن
دیکشنری فارسی به انگلیسی
pose
نشستن پرنده
دیکشنری فارسی به انگلیسی
sit
نشستن پرنده روی تخم
دیکشنری فارسی به انگلیسی
set
بیشتر
۴۸ واژه مشابه
جستوجوی متن
sedentation
دیکشنری انگلیسی به فارسی
نشستن
squattage
دیکشنری انگلیسی به فارسی
نشستن
sit out
دیکشنری انگلیسی به فارسی
نشستن
sittee
دیکشنری انگلیسی به فارسی
نشستن
miting
دیکشنری انگلیسی به فارسی
نشستن
بیشتر
۱۵۰ واژه در متن