30 مدخل
extinct, rare, scarce, unobtainable
extinction, lack, nonexistence, scarceness, scarcity, famine
bad, bum, dated, disreputable, unsavory
degenerate
inconstant, unstable
unstably
نایاب
نادر تر، نادر، کمیاب، کم، نایاب، خام، رقیق، غریب، لطیف، نیم پخته
نادر، کمیاب، کم، نایاب، خام، رقیق، غریب، لطیف، نیم پخته
نادرترین، نادر، کمیاب، کم، نایاب، خام، رقیق، غریب، لطیف، نیم پخته
نادر بودن، کمیابی، ندرت، نایابی، کمی، تحفه، چیز کمیاب، نادره