نامدیکشنری فارسی به انگلیسیappellation, cognomen, denomination, first name, forename, name, reputation, repute, title
mentionsدیکشنری انگلیسی به فارسیاشاره می کند، ذکر، اشاره، تذکر، یاداوری، یادکرد، ذکر کردن، نام بردن، اشاره کردن
specifyingدیکشنری انگلیسی به فارسیمشخص کردن، تعیین کردن، معین کردن، تیین کردن، معلوم کردن، ذکر کردن، مخصوصا نام بردن، تصریح کردن، جنبه خاصی قائل شدن برای