block letterدیکشنری انگلیسی به فارسیبلوک نامه، چاپ نوعی حروف چوبی و بزرگ، حروف درشت و سیاه، نوعی حروف بدون زیر و زبر
indenturesدیکشنری انگلیسی به فارسیهندوستان، قرارداد، سند دو نسخهای، دوتاسازی، سیاهه رسمی زدندانهگذاری، عهد نامه، کنترات، با سند مقید کردن، بشاگردی گرفتن، با سند مقید شدن، شیار دار کردن، دندانه د
indentureدیکشنری انگلیسی به فارسیانعطاف پذیری، قرارداد، سند دو نسخهای، دوتاسازی، سیاهه رسمی زدندانهگذاری، عهد نامه، کنترات، با سند مقید کردن، بشاگردی گرفتن، با سند مقید شدن، شیار دار کردن، دندا