نافرهیختهدیکشنری فارسی به انگلیسیhomely, savage, uneducated, unlearned, unrefined, unschooled, untrained
whiffدیکشنری انگلیسی به فارسیصدای جیغ کشیدن، نفخه، باد، بو، دود، وزش، پف، پرچم، دروغ در چیزی گفتن، وزاندن، دروغ گفتن، وزیدن، با صدای پف حرکت دادن