8 مدخل
bad, despicable, unsung
unclean
prose
بی وقفه، ژولیده، خشن، شانه نکرده، ناهنجار، ناسترده
خال خال، ژولیده، ناهنجار، ناسترده
بی رحم، ناهنجار، زشت، ژولیده، ناسترده
خسته کننده، ژولیده، ناهنجار، ناسترده
سرخورده، ژولیده، ناهنجار، ناسترده