نابود کردندیکشنری فارسی به انگلیسیannihilate, consume, destroy, devour, dispatch, eat, exterminate, extinguish, extirpate, kill, liquidate, lose, obliterate, overturn, ruin, undo, waste, wreck,
perishableدیکشنری انگلیسی به فارسیفاسد می شود، نابود شدنی، فناپذیر، فانی، هلاک شدنی، زود گذر، کالای فاسد شونده
disappearsدیکشنری انگلیسی به فارسیناپدید می شود، ناپدید شدن، نابود شدن، پیدا نبودن، ناپیدا شدن، غایب شدن
disappearedدیکشنری انگلیسی به فارسیناپدید شد، ناپدید شدن، نابود شدن، پیدا نبودن، ناپیدا شدن، غایب شدن