straddleدیکشنری انگلیسی به فارسیستاره، گشاد نشینی، گشاد بازی، گشاد گشاد راه رفتن، گشاد نشستن، گشاد ایستادن، سوار شدن، میان دو پا قراردادن
intercollegiateدیکشنری انگلیسی به فارسیمیان دانش آموزان، بین دانشکده ها، بین کالجهای مختلف، وابسته بکالج ها