cutoffدیکشنری انگلیسی به فارسیقطع کردن، قطع جریان، راه میان بر، هر نوع وسیله قطع چیزی، منقطع، بریده، منفصل
straddlingدیکشنری انگلیسی به فارسیtransrading، گشاد گشاد راه رفتن، گشاد نشستن، گشاد ایستادن، سوار شدن، میان دو پا قراردادن