متانتدیکشنری فارسی به انگلیسیaplomb, deliberation, dignity, grace, gravity, moderation, poise, reserves, sang-froid, sedateness, self-possession, sereneness, serenity
placesدیکشنری انگلیسی به فارسیمکان ها، محل، مکان، جایگاه، وهله، جا، موقعیت، فضا، صندلی، میدان، قرار دادن، جای دادن، گذاشتن، گماردن، در محلی گذاردن