61 مدخل
contingent, earthly, feasible, possible, practicable
dream
allow
impossibility
possibility
ممکن است
ممکن است اتفاق بیفتد
ممکن است لیلی باشد
ممکن است، میتوان، امکان داشتن، توانایی داشتن، قادر بودن، ایکاش