132 مدخل
delay
sweep, pass, stroke, wipe
paw
smear
grate
spatter
مولدین، کپک زده، کهنه و فاسد
مولیندن
مولیبدنیتی
مولیبدن
مولدین، بوجود امدن، تولید نسل کردن، ابستن شدن، ایجاد کردن