68 مدخل
gen _, generative, generator
astringent
generator
oncogene
calciferous
لنگر، تبدیل به چوب کردن، چوب شدن، چوبی شدن
زرق و برق دار
بدبختی
ligniferous
لیگنیکول
مولدین، کپک زده، کهنه و فاسد
مولد بودن
مولدین، بوجود امدن، تولید نسل کردن، ابستن شدن، ایجاد کردن
مولد، تولیدی
مولداويي