inventoriesدیکشنری انگلیسی به فارسیموجودی، فهرست، فهرست موجودی، سیاهه، فهرست اموال، دفتر دارایی، صورت کالا
stockدیکشنری انگلیسی به فارسیموجودی، در انبار، سهم، قنداق، سرمایه، موجودی کالا، قنداق تفنگ، تنه، نیا، مواشی، پیوندگیر، کنده، مایه، سهمیه، ته ساقه، دسته ریشه، پایه، یدکی، ذخیره، تخته، انبار