مساعددیکشنری فارسی به انگلیسیbenign, benignant, easy, favorable, friendly, prosperous, ripe, suitable
substancesدیکشنری انگلیسی به فارسیمواد، ماده، جوهر، جسم، ذات، مفاد، مفهوم، استحکام، جنس، ماده اصلی، دوام، خلاصه، شیی