casesدیکشنری انگلیسی به فارسیموارد، مورد، پرونده، حالت، محفظه، قضیه، قاب، جعبه، وضعیت، دعوی، پوسته، اتفاق، جا، جلد، حادثه، قالب، غلاف، مرافعه، نیام، صندوق، در صندوق یاجعبه گذاشتن، جلد کردن،
occasionsدیکشنری انگلیسی به فارسیموارد، فرصت، مورد، موقع، وهله، سبب، فرصت مناسب، تصادف، روی داد، باعی شدن، انگیختن، سبب شدن