104 مدخل
import, moment, significance, weight
momentous
دوست داشت، دوست داشتن، خوب بودن، دل خواستن
مثل
مثل دیوانه
مانند یک متخصص
لیسید، لیسیدن، تازیانه زدن، زبان زدن، زبانه کشیدن، مغلوب کردن
دوست داشتنی