179 مدخل
comfortable, delicious, pleasant
petty officer, rating
able-bodied seaman
eventful, key, significant, staple, weighty
vitals
دوست داشتن، میل، شهوت و میل، ذوق، تمایل، حساسیت، مهر
مثل
مثل دیوانه
likin
مانند یک متخصص
مهندسی، پیچ، قوهیابی، عود چیزی، توان یابی، پیچدارکردن عبارت
مهندس بهره وری
مهندسی
مهندس دریایی