مهربانیدیکشنری فارسی به انگلیسیaffability, affection, accommodation, amiability, amicability, benignity, complaisance, endearment, friendliness, friendship, good nature, goodness, kindliness,
gentleدیکشنری انگلیسی به فارسیملایم، ملایم کردن، رام کردن، ارام کردن، مهربان، لطیف، نجیب، ظریف، ارام، با تربیت، اهسته، لین، بامروت
tenderدیکشنری انگلیسی به فارسیمناقصه، پیشنهاد، پول رایج، انبار، مناقصه ومزایده، پیشنهاد دادن، حساس بودن، ترد کردن، لطیف کردن، ارائه دادن، تقدیم کردن، عرضه کردن، حساس، لطیف، ترد، مهربان، نازک