engraveدیکشنری انگلیسی به فارسیحکاکی کردن، قلم زدن، منقوش کردن، کندهکاری کردن در، گراور کردن، نقش کردن، بریدن
depictingدیکشنری انگلیسی به فارسیتصویر برداری، شرح دادن، نمایش دادن، مجسم کردن، نقش کردن، رسم کردن، منقوش کردن
drewدیکشنری انگلیسی به فارسیکشید، کشیدن، رسم کردن، بیرون کشیدن، طراحی کردن، نزدیک کردن، طرح کردن، منقوش کردن، قرعه کشیدن، دریافت کردن، گرفتار کردن
depictsدیکشنری انگلیسی به فارسینشان می دهد، شرح دادن، نمایش دادن، مجسم کردن، نقش کردن، رسم کردن، منقوش کردن