63 مدخل
cloth, textile, web
dry goods
coherent, cohesive
akin, connected, related
cousin
next of kin
منسوجات، پارچه، منسوج، در منسوجات، پارچه بافته
منسوجات
منسوجات، طمی، عادتماهیانه زنان، قاعدگی زنان، خونریزی رحم