221 مدخل
dynamic, floating, mobile, movable, mover, moving, peripatetic, walking
animate, mobilize
fool
rag
broadcast
متحرک، بصورت یک واحد یا یگان دراوردن
منتشر شد، بیرون دادن، بیرون ریختن، خارج کردن، انتشار نور منتشر کردن
متحرک
منتشر شد، رها کردن، منتشر ساختن، مرخص کردن، ازاد کردن
منتشر شد، شایع