44 مدخل
reactionary, Tory
consequent, resultant, secondary
follow
eventuate, result, spell
issue
ارتجاعی، مرتجع، ادم مرتجع، استبدادی، واکشنی
واکنش، مرتجع
باد کردن، پایان یافتن، منتج بهنتیجه شدن، پایان دادن
زخمی شد، پایان یافتن، منتج بهنتیجه شدن، پایان دادن
نتیجه گیری، در امدن، منتج شدن، نتیجه دادن