86 مدخل
consequent, resultant, secondary
follow
eventuate, result, spell
issue
accrue
consequential
نتیجه گیری، در امدن، منتج شدن، نتیجه دادن
در نتیجه، منجر شدن، منتج شدن، نتیجه دادن
باد کردن، پایان یافتن، منتج بهنتیجه شدن، پایان دادن