375 مدخل
obligation
indebtedness
wooer
cringe, court, woo
obliging
deign
منتقل شد، رساندن، نقل کردن، بردن، حمل کردن
منتشر شد، بیرون دادن، بیرون ریختن، خارج کردن، انتشار نور منتشر کردن
منتشر شد، رها کردن، منتشر ساختن، مرخص کردن، ازاد کردن
منتقل شد
منتشر شد، شایع