60 مدخل
auditor
hate
abominate, rebel
disgust, repel
horrify
abhorrent, abominable, horrid, repellent, repugnant, repulsive
ممیزی مالی
ممیز، مامور رسیدگی، ممیز، مامور رسیدگی، شنونده، ممیز حسابداری، مستمع
مائزی
ممیزی محدود
آمیختن، ممزوج شدن، امیختن، ذکر کردن، مخلوط کردن