142 مدخل
synthetic
barred, forbidden, illicit, impermissible
lien
disbarment
disbar
ممنوعالخروج شدن
ممنوعیت
ممنوعیت، بازداشتن از، تبعید کردن، تحریم کردن، نهی کردن، بد دانستن
ممنوع