65 مدخل
contract, farm, job
contractual
contractor, jobber, subcontractor
job
مقطع سنجی
مقطع، عدد وصفی یا ترتیبی، ترتیبی، وصفی
مقطع، هموار کردن، صاف کردن، واریز کردن، مسطح کردن
مقطع کارشناسی
مقطع عرضی