مغروردیکشنری فارسی به انگلیسیbumptious, cavalier, chesty, conceited, disdainful, egotist, haughty, hoity-toity, lordly, overweening, prideful, proud, rodomontade, swellheaded, vain, vainglo
reviewدیکشنری انگلیسی به فارسیمرور، خلاصه، تجدید نظر، مجله، بازدید، نشریه، رژه، عقیده، مرور کردن، دوره کردن، سان دیدن، بازدید کردن، انتقاد کردن، مقالات انتقادی نوشتن