18 مدخل
advisable, suitable
circumstances, requirement
temporize
inadvisable
مقتضی است
نامناسب، غیر مقتضی
قابل توصیه، مقتضی، معقول، مقرون بصلاح، مصلحتامیز
مصلحت، مناسب، مقتضی، تهورامیز