مفصلدیکشنری فارسی به انگلیسیarthro-, circumstantial, comprehensive, detailed, expansive, extensive, heartily, hinge
amplifiesدیکشنری انگلیسی به فارسیتقویت می کند، تقویت کردن، وسعت دادن، بزرگ کردن، مفصل کردن، مفصل گفتن، افزودن، بالا بردن، بزرگ شدن، منبسط کردن، تشدید کردن
amplifyدیکشنری انگلیسی به فارسیتقویت، تقویت کردن، وسعت دادن، بزرگ کردن، مفصل کردن، مفصل گفتن، افزودن، بالا بردن، بزرگ شدن، منبسط کردن، تشدید کردن
amplifyingدیکشنری انگلیسی به فارسیتقویت، تقویت کردن، وسعت دادن، بزرگ کردن، مفصل کردن، مفصل گفتن، افزودن، بالا بردن، بزرگ شدن، منبسط کردن، تشدید کردن