45 مدخل
disorderly, muddy, turbid, unorganized, upside down, woolly
cloudy
disturbance
tangle, unsettle
becloud, confuse, embroil, perturb, tangle, trouble, unsettle
woolly-headed
ناامید کننده، مغشوش کردن، بر هم زدن، ناراحت کردن
سردرگم، مغشوش، سراسیمه، سرافکنده، ژولیده، خجل
باز کردن، مغشوش کردن، بر هم زدن، ناراحت کردن
تقلید کردن، مغشوش کردن، چیز تقلبی ساختن
نابود شده، مغشوش