587 مدخل
count
route
stand
overshoot
luddite
لودن
خوشحالم
اوربینگ، بدور مدار معینی گشتن، بدور چیزی گشتن، کروی شدن، احاطه کردن
پیش قدم، پیش از واقعه معینی مردن
پیش بینی شده، پیش از واقعه معینی مردن
بخش دست، کارگر عضو دسته معینی از کارگران
پیش از مرگ، پیش از واقعه معینی مردن