luringدیکشنری انگلیسی به فارسیجذب کردن، بوسیله تطمیع بدام انداختن، فریفتن، اغوا کردن، بطمع طعمه یا سودی گرفتار کردن
miscarriedدیکشنری انگلیسی به فارسیمفقود شدن، صدمه دیدن، خیط و پیت شدن، بجایی نرسیدن، نتیجه ندادن، عقیم ماندن، اشتباه کردن، بچه انداختن، سر خوردن