19 مدخل
delay, wait
instanter
snappy
pronto
wait, waiting
retort
دمیدن، کرایه معطلی، خسارت بیکار ماندگی، حق باراندازی گرفتن
دمدمی مزاج، کرایه معطلی، خسارت بیکار ماندگی، حق باراندازی گرفتن
بیش از حد معطل
بازداشت، باز داشتن، معطل کردن، توقیف کردن
بازداشت شدگان، باز داشتن، معطل کردن، توقیف کردن