18 مدخل
detain, linger
delay, wait
instanter
snappy
pronto
بیش از حد معطل
دمیدن، کرایه معطلی، خسارت بیکار ماندگی، حق باراندازی گرفتن
دمدمی مزاج، کرایه معطلی، خسارت بیکار ماندگی، حق باراندازی گرفتن
بازداشت، باز داشتن، معطل کردن، توقیف کردن
بازداشت شدگان، باز داشتن، معطل کردن، توقیف کردن