99 مدخل
freak, miracle, wonder
miraculous, wonder, marvelous
prodigy
miraculously
miracle play
معجزه می کند، بطور جدی اظهار کردن
معجزه آسا
معجزه، چشم پوشی کردن، تجاهل کردن، اغماض کردن
معجزه، میراخور
معجزات