معاضدتدیکشنری فارسی به انگلیسیaid, bailout, co-operation, contribution, cooperation, ministration, ministry, partnership, teamwork
resistancesدیکشنری انگلیسی به فارسیمقاومت، مخالفت، ایستادگی، پایداری، استحکام، سختی، معارضه، عایق مقاومت