209 مدخل
misappropriate
land grant
concomitant, concurrent
coincidence
fall
مصارف
مصارف، سرتاپاکثیف کردن، باطراف پاشیدن
مصارف، دستمزد، حقوق، مواجب
مصرف کننده، دچار مرض سل، تحلیل رفته
مصرف كننده