مصادره کردندیکشنری فارسی به انگلیسیcondemn, confiscate, dispossess, expropriate, impress, requisition, seize
sequestrationsدیکشنری انگلیسی به فارسیتکه تکه شدن، تجزیه، توقیف، مصادره، ضبط، توقیف غیر قانونی، تفرقه، انزوا، جدا سازی
seizeدیکشنری انگلیسی به فارسیتصاحب کردن، ضبط کردن، غصب کردن، مصادره کردن، بتصرف آوردن، قاپیدن، توقیف کردن، دچار حمله شدن، درک کردن، مبتلا کردن
seizedدیکشنری انگلیسی به فارسیکشف و ضبط، ضبط کردن، تصاحب کردن، غصب کردن، مصادره کردن، بتصرف آوردن، قاپیدن، توقیف کردن، دچار حمله شدن، درک کردن، مبتلا کردن
seizesدیکشنری انگلیسی به فارسیمیگیره، ضبط کردن، تصاحب کردن، غصب کردن، مصادره کردن، بتصرف آوردن، قاپیدن، توقیف کردن، دچار حمله شدن، درک کردن، مبتلا کردن