77 مدخل
conferment, conferral, counsel, guidance
huddle
conferee
confer, consult, advise
conferrer
advisory, consultative, deliberative
مشورت
مشورت، شور، تامل، بررسی، سنجش، اندیشه، غور، خیال
مشورت شده، سنجیدن، کنکاش کردن، تعمد کردن، تعمق کردن، اندیشه کردن
مشورت، مشورتی