146 مدخل
reliant
rely, rest
calculate
count, depend, lean, reckon
dependent
مشکی ژاکارد
مشتریان، حامی، مشتری، پشتیبان، ولینعمت، حافظ، دوست، نگهدار
مشتری
مشتری-سرور
مشترکین، مشترک روزنامه وغیره، امضا کننده، اعانه دهنده