124 مدخل
used, well-worn, worn
shopworn
wear
hand-me-down
hash
thrift shop
خوب پوشیده شده، مستعمل، زیاد کار کرده، کهنه، مبتذل، پیش پا افتاده
کلمه ارواح، لغت غیر مستعمل، کلمه غیر مصطلح
مستعمره
مستعمره، سرباز وظیفه، مشمول نظام کردن، سرباز کردن
مستعمره خلیج ماساچوست