exceptدیکشنری انگلیسی به فارسیبجز، مستثنی کردن، مشمول نکردن، اعتراض کردن، مگر، جز، غیر، غیر از، باستثنای، سوای
excludesدیکشنری انگلیسی به فارسیمحروم می شود، محروم کردن، مستثنی کردن، مانع شدن، بیرون نگاه داشتن از، راه ندادن به