مستاجردیکشنری فارسی به انگلیسیholder, incumbent, leaseholder, lessee, lodger, occupant, roomer, tenant
affectedدیکشنری انگلیسی به فارسیمتأثر، تحت تأثیر، دچار، مبتلا، تحت تاثیر واقع شده، ظاهر نما، امیخته با ناز و تکبر