13 مدخل
know
hot
plunder
residue, rest
ex post facto
مطلع، مسبوق
سابقه، نمونه، مقدم، مسبوق به سابقه، ماقبل
آشنایی، اشنا کردن، اگاه کردن، مسبوق کردن، مطلع کردن
آشنا می شود، اشنا کردن، اگاه کردن، مسبوق کردن، مطلع کردن