13 مدخل
beggar, desolate, pauper, wretched
desolate
beggarly, dingy, wretchedly
desolation, pauperism
underclass
محبت، اطعام مساکین، اطعام، نگهداری، استعانت مالی
نگهداری، اطعام، اطعام مساکین، استعانت مالی
خانه شهری، خسته خانه، گدا خانه، دار المساکین
زلزله ها، حکومت ملاکین و اربابان